سخنان معلم شهيد دكتر علي شريعتي
سخنان معلم شهيد دكتر علي
شريعتي اگر
خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر
گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر
مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر
زندگی است چرا می میریم ؟ اگه
عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه
عشق نیست چرا عاشقیم حق
و باطل اگر
در صحنهحق و باطل
نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل ای
خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه انسان
بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او بگذار
تا شیطنت عشق…. خدایا
اضطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر سلام در
شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان در
بی کرانه زندگی دو چیز افسونم کرد: آبی اسمان که می تهمت
و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام خـدایا
تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود خدایا
شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: زمانی
مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی به
نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟ دکتر
علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی عده
ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب كه بیاندازیشان طوری حتی
خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول انسان
عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک احساس
می کنم در این مثنوی بزرگ طبیعت مصرع هایی ناتمامیم خداوندا
من با تما م کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن اگر
قادر نیستی خود را بالا ببری همانند پشتکار برای
شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است هر
کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او خدایا
هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی می
خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش
کردم ، گفتند خرافات است عاشق
شدم ، گفتند دروغ است گریستم
، گفتند بهانه است خندیدم
، گفتند دیوانه است دنیا
را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! زنده
بودن در
عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند حقیقت انسان
مجبور نیست زندگی
چیست ؟ نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن خوشبختی برای
خوش بخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن. زندگی
چیست؟؟ نیا
را بد ساخته اند… کسی
را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را و زندگی
یعنی این …. ای.. ای
زینب: نگو در کربلا بر تو چه گذشت! بگو ما چه کنیم؟ خدایا خدایــــــــــا
سرنوشت مرا خیر بنویس تقدیری
مبارک وهرچه
را که تو زود می خوای دیر نخوام دوست
داشتن کسی
را که دوستش می دارید شما را مذهب مذهب
شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها مذهبی دوست
داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچ گاه دوست داشتن ارزش ارزش
انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد. انسان.. انسان
نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی عشق دکتر
شریعتی:من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالاترین قله بیا
گناه كنیم جایی كه خدا نباشد.. انسانیت انسان
به اندازه ای كه برخوردارتر است انسان نیست بلكه خدایا!
به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه
ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه تنهایی حتی
اگر تنهاترِین تنهایان باشم باز هم خدا با من است.او شرافت شرافت
مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد کمال انسان
به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود عشق با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو __________________تا عاقلان راهي براي خنديدن پيدا كنند ديوانگان هزار بار خنديده اند. وقتي از پيش خـدا مي
آمدم 1-
حسین بیشتر
از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و
بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند. * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * 2- دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری
می کنند . * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * 3- در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر
حسینی می گریند که آزاده زیست. * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * 4- آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی
کنند و گرنه یزیدی اند من چیستم؟ Man chistam? ---------------------------------- چه امید بندم در این زندگانی Che omid bandam dar in zendegani ---------------------------------- عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان
پایان می گیرد Eshgh tanha kare bi cheraye alam ast , che ,
afarinesh bedan payan migirad ---------------------------------- آیا در این دنیا کسی هست بفهمد Aya dar in donya kasi hast befahmad ---------------------------------- هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود Hengami dastam ra deraz kardam ke dasti nabood ---------------------------------- از دیده به جاش اشک خون می آید Az dide be jaye ashk khoon miayad ---------------------------------- حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به
اندازه ی حرف هایی است که برای نگفت دارد Harf hayi hast baraye nagoftan va arzesh amighe
har kasi be andazeye harfhayi ast ke baraye nagoftam darad ---------------------------------- چو کس با زبان دلم آشنا نیست Cho kas ba zabe delam ashena nist ---------------------------------- دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد، Deli ke eshgh nadarad ve be eshgh niyaz darad, ---------------------------------- مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک
تر می گردد Mehrabani jade e ast ke harche pishtar miravand ,
khatarnaktar migardad آنجا كه چشمان مشتاقي براي انساني اشك
ميريزند ... زندگي به رنج كشيدن مي ارزد زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ،اگر گریه است چرا
میخندیم ،اگر زندگی است چرا میمیریم ،اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم،اگر عشق است
چرا به ان نمیرسیم، اگر عشق نیست چرا عاشق میشویم رسم زندگی این است ،یک
روز یکی رو دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی،اون رفته است و همه چیز تمام
شده است.... مثل یک مهمانی که به آخر رسیده است و تو به حال خود رها
میشوی ... چرا غمگین میشوی این رسم زندگی است،تو نمیتوانی آن را تغییر
بدهی،پس تنها آواز بخوان این تنها کاریست که از دست تو برمیاید کاش خدا سه چیز را نمی آفرید
....... غرور،دروغ،عشق تا هیچ گاه کسی از سر
غرور به دروغ دم از عشق نزند دنيا
را بد ساخته اند... کسي
را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي
که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما
کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به
رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند واگه
یک روز کسی بهت گفت که دوست دارم توسعی
نکن بهش بگی دوسش داری اگه
گفت عاشقته سعی نکن عاشقش باشی اگه
بهت گفت همه زندگیش تویی سعی
نکن همه زندگیت باشه چون
یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم اونوقت
تو نمی تونی ازش متنفر باشی ( دکترشريعتي)
زندگی چیست ؟
نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به
نماز ایستاده. هر دو یكیست
قضاوت
رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم
انسانیت
ادامه می یابد.
روح ام عطا کن و لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای
عزیز بر جانم ریز
است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار
است .
هست و نیست
ببینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست
تهمت و دروغ
فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد
چگونه زیستن
چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت .
شهرت
میخواهند باشم نکند
اصلاح فکر
پرسید :
بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او
خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست
ادمی
غلیان كرده و كف می كنند كه سر می روند اما كافی است كمی
صبر كنی بعد می بینی كه از نصف لیوان هم كمترند.
شناخت
بماند مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و
دردبیگانگی و غربت را. مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است.
انسان
سراسیمگی بلاتکلیف است.
مثنوی
. بودنمان انتظار یک بیت شدن .
خدا
هم خدای است که من دارم و تو نداری
اندیشه
سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری .
وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت
کند
چهره دل
به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم
عقل
، چه دادی؟؟؟
دنیا رو نگه دارید
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم
خفت
حسین
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید
حقیقت داشته باشد
معنای زندگی
دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و
او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند
و این رنج است .
و این تمام زندگیست
تا هرچه را که تو دیر می خوای زود نخواهم
دوست نمی دارد…کسی که شما را دوست می دارد شما او را
دوست نمی دارید…کسی که شما دوستش می دارید و او نیز شما
را دوست می دارد , به رسم و آئین روزگار هرگز به هم نمی
رسند و این رنج است
بودم بدون آنکه خدایی داشته باشم.
دوست داشتن
خود را تا بالا ترین قله های عشق پایین نمی اورم
نهایت فرشته .بنگر به طرف کدام یک می روی
های عشق پایین نمی آورم…
گناه
انسان به اندازه ای كه خود را نیازمند تر حس می كند انسان
است.
حسرت مرگ
لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا
كن كه بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
خوشبختی
لحظه ها همان خوشبختی بودند.
جبران تمام نداشتن های من است…
دیگر جبران پذیر نیست
،احساس تنهایی بیشتری می کند
شق مثل قایقی هست که در اعماق دریا غرق میشود ولی دوست
داشتن
مثل قایقی هست که رو این دریا آرام به حرکت ادامه میدهد پس
دوست داشته باشیم نه عاشق شویم
هنر
هنر تجلی غریزه آفریدگاری انسان است در برابر هستی که تجلی
آفریدگاری خداست
روح
چقدر روح محتاج فرصتهاست که در ان هیچکس نباشد
نیایش
پروردگارا به مندایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در
نومیدی عظمت بی نام دین بی دنیا تو فیق عشق بی هوس،تنهایی
در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت
فرما
ایمان
حقیقت همواره همان جایی است که ایمان هست
درون گرایانه
سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
فریاد
من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد
بزنم…!اگر نتوانستم سكوت میكنم…
کتاب ناخوانده
هر انسان كتابی است در انتظار خواننده اش.
فهم
به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، كه من نمی توانم
نفهمم ، من می فهمم .
فهمیدن
انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر
نمیشوی می دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی
بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.
فرصت
روزی كه بود ندیدم….روزی كه خواند نشنیدم
روزی دیدم كه نبود….روزی شنیدم كه نخواند
پناهگاه ابدی
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن
هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول
و کینه بر سرم بارد تو
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
که در انزوا پاک ماندن
نه سخت است و نه با ارزش
نفرين ها و آفرين ها بي
ثمر است
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر تمامي خلق گرگهاي
هار شوند
و از آسمان هول و کينه
بر سرم بارد
تو مهربان جاودان آسيب
نا پذير من هستي
اي پناهگاه ابدي
تو مي تواني جانشين همه
بي پناهي ها شوي
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر نميتواني خدمت کني
..برو تا لااقل خيانت نکني
.
.
.
بمان تا کاري کني
...کاري نکن بماني
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دشمني دورنگي نيست.
کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بي ريا بودند.
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوشبختي ما در سه جمله
است
تجربه از ديروز، استفاده
از امروز، اميد به فردا
ولي ما با سه جمله ديگر
زندگي مان را تباه مي کنيم
حسرت ديروز، اتلاف
امروز، ترس از فردا
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خيلي اوقات آدم از آن دسته چيزهاي بد
ديگران ابراز انزجار مي
کند که
در خودش وجود دارد
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنجا كه چشمان مشتاقي
براي انساني اشك مي ريزد،
زندگي به رنج كشيدنش مي
ارزد.
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مگر نمي داني بزرگ ترين
دشمن آدمي فهم اوست؟
پس تا مي تواني خر باش
تا خوش باشي. .
براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن کسي که لايق
دوست داشتن نيست
اسراف محبت است
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدايا تقدير مرا خير
بنويس
آنگونه که آنچه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم
و آنچه را تو زود مي
خواهي من دير نخواهم
از او خواســتم مـــرا زن آفريــــند ...!
چون معتـــقدم
زن سكوت جـــاري بركه هاســت
زن پايـــان ِ خـــوش ِ تبعـــــيد است
زن عــــــطر خوش ِ مــــوسيــــــقي
تنـــــديس ِتاريك ِ تنهـــــائي ســـت
و بـــدان ...
زن آمد براي بـــودن ِمن
نه بـــراي آســــايش ِتـــــو ...!!!
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
Labkhande por malamate payizi ghoroob
dar jostejooye shab
Ke yek shabnam fetade be chang shab
hayat , gomnamo bi neshan
Dar arezooye sarzadane aftabe marg
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
ke dar na omidisar amad javani
Sar amad javani va mara nayamad
payame vafayi az in zendegani
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
ke dar in lahze che mikesham? che
hali
daram?
Cheghadr zende naboodan khoob ast ,
khoob khoob khoob
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!
Hengami lab be zemzeme goshoodam ke mokhatabi nadashtam
va hengami teshneye atash shodam ,
Ke dar barabaram darya boodo darya va darya darya ...!g
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
Del khoon shode , az dide boroon mi ayad
Del khoon shod az in ghe
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
Che behtar ke az shekve khamoosh basham
cho yari mara nist hamdard , behtar
ke az yade yaran faramoosh basham
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند
Adami ra hamvare dar paye gomshode ash,
Moltahebane be har soo mikeshanad