امید
امید
امید!
این مفهوم جادویی همیشه تاریخ! که انسان بدان زنده است.

گامهایت، طنین شکفتن را جاری ساخت و دستهایت، چه روشن، تاریکیام را دور کرد.
تو آن صداقت محض هستی
که با تک تک نفسهایت، خشکترین دشتها را به سیرابترین بیشهها تبدیل کرد
نگاه آسمانیات ابرها در خود داشت
و من با اندکی درنگ ، زیر قطره قطره باران محبتت، نهری شدم جاری به سوی دریای عشق
برق چشمانت، سیاهی ممتد شبهایم را شکافت.
جوانه امید را بر شاخه کلامت احساس کردم و بر پیشانی اندیشهات قرائت کردم
و تو چه زیبا، گل احساسم را بوستانی کردی و کبوتر جانم را آسمانی
سهم من ازخدا توئی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 20:9 توسط ایمان
|