امید

امید!

این مفهوم جادویی همیشه تاریخ! که انسان بدان زنده است.

گامهایت، طنین شکفتن را جاری ساخت و دستهایت، چه روشن، تاریکی‌ام را دور کرد.
تو آن صداقت محض هستی

که با تک تک نفس‌هایت، خشکترین دشتها را به سیراب‌ترین بیشه‌ها تبدیل کرد

نگاه آسمانی‌ات ابرها در خود داشت

و من با اندکی درنگ ، زیر قطره‌ قطره باران محبتت، نهری شدم جاری به سوی دریای عشق

برق چشمانت، سیاهی ممتد شبهایم را شکافت.

جوانه امید را بر شاخه کلامت احساس کردم و بر پیشانی اندیشه‌ات قرائت کردم

و تو چه زیبا، گل احساسم را بوستانی کردی و کبوتر جانم را آسمانی

سهم من ازخدا
توئی